محمد مفيد مستوفى بافقى
30
جامع مفيدى ( فارسى )
گرفتش تنگتر از جان در آغوش * چو جانان يافت كرد از جان فراموش ذكر پادشاهى توران دخت و ايران دخت دختران خسرو پرويز و عماراتى كه در زمان دولت ايشان در نواحى يزد ساخته شده ارباب تواريخ چنين [ a 24 ] نقل نمود [ ه ] اند كه چون شيرويه پدر را كشته بر تخت سلطنت متمكن گشت بعد از شش ماه روزگار از همان جرعه كه بخسرو چشانيده جرعهاى در كام او ريخت و از عمر و دولت برخوردارى نديد ، بيت : پدركش پادشاهى را نشايد * و گر شايد بجز شش مه نپايد بعد از قتل شيرويه از نسل كسرى از اولاد ذكور كسى نماند كه سرير آراى ملك باشد ، لاعلاج اكابر و اعيان عجم توران دخت را بسلطنت اختيار نموده با او بيعت كردند و او اركان « 1 » دولت شيرويه را استمالت داده رعيت را بعدل و داد نويد داد و عمال به ولايت تعيين نمود . عاملى [ را ] كه به جهت يزد تعيين شده بود مأمور ساخت كه در آبادانى يزد ساعى بوده قرى و مزارع احداث نمايد . و آن عامل در قهستان يزد ديهى بساخت و آن را تورانگرد نام كرد و الحال به توران پشت اشتهار دارد و در نهايت معمورى است و اقسام ميوهها در آنجا نيكو مىشود و مردم آن قريه اهل طاعت باشند و خالى از تمولى نيستند . و قريب به آنجا كوهى واقع است بغايت رفيع و بكوهى ديگر متصل نيست و يك راه بيش ندارد كه بر فراز آن كوه توان رفت و در ازمنهء سابقه در فراز آن كوه قلعهاى بوده و به قلعهء كككهزاد اشتهار دارد . [ b 24 ] و چون مدت ششماه از سلطنت و پادشاهى توران دخت بگذشت به فجأه درگذشت و پادشاهى به ايران دخت قرار يافت و او سرهنگى خاص بحكومت يزد نامزد فرمود ابرند نام و او را مأمور ساخت كه به قدر مقدور در عمارت و آبادانى آن بلده سعى نمايد ، و ابرند چون به يزد آمد حسبالامر در دو فرسنگى شهر ديهى
--> ( 1 ) - در اصل « اركان » مكرر تحرير شده است